تبليغاتX
کاریکلماتور
مسیر تبدیل سلول های بنیادی به انسانیت را کشف کرده ام!

رقیب

عاشق شدی، عاشق شدی

عاشق من

ولی رقیب ها تو چی کار می کنی؟

خنده دار و مضحک می شی وقتی

دارم با اونا می گم و می خندم.

چشات از کاسه می زنه بیرون،

مث گراز وحشی می شی

منم به خاطر آزارت

پامو می ذارم

روی دمبت!

بهت زبون درازی می کنم

تف می ندازم تو چاییت

وقتی که کار مهمی انجام می دی

با یه چوب قلقلکت میدم!

چرا می خوای فقط برای تو باشم و

آزارت ندم؟

تو می تونی آزارامو به جون بخری

اگه دوسم داری.

اگه که نه

می تونی تف کنی به من.

اون وقته که من

دیگه آزارت نمی دم و

می رم یه عاشق دیگه پیدا می کنم

بازم همون قصه ی همیشگیمو از سر می گیرم

بی هیچ کم و کسری

بیا و ببین

بگو بخندمو با رقیبات.

می دونم که باز

چشات می زنه بیرون،

ولی به روی خودت نمیاری

چون نمی خوای به این یکی اعتراف کنی.

مثل من که نمی خواستم بگم

بی تو این آزار ها برام

مث زهر ماره توی جام شرابم

اصلا وقتی تو نیستی

من نمیخندم

 

 

تقدیم به تنها معشوق قلبم، که کم کم آمد و زیادی مانده!! 

نوشته شده توسط سپیده در ساعت  | لینک  |